مناظره ی اوباما و احمدی نژاد(فقط برای خنده...هرگونه برداشت سیاسی ممنوع)
مجری: (همان مجری به شدت اكتیو و پرهیجان مناظره های خرداد88) باسلام. لطفاً مناظره را شروع كنید!
اوباما: In the name of god، به نام خدا. از آن جایی كه آقای دكتر احمدی نژاد PHD دارند ولی به اندازه یك پیرزن افغانی به زبان انگلیسی مسلطند، مجبورم ادامه مناظره را به زبان فارسی ادامه دهم.
احمدی نژاد میپرد وسط حرف اوباما: اللهم عجل الولیك الفرج و العافیه و النصر و خیر انصار و اعوانه و مستشهدین بین یدیه! درود سلام بر ملت ونزوئلا، لبنان، فلسطین، زیمباوه، زنگبار، گینه بیسائو و ترینیداد و توباگو و غیره!(ملت ایران جزو همان و غیره میباشد!) ببینید من دو تا نامه به این آقای اوباما نوشتم ایشان جواب ندادند. در آن نامه من به عنوان یك دانشگاهی و به عنوان یك نخبه این مملكت سوالاتی را مطرح كردم ولی ایشان جواب ندادند. این یعنی جوانان ما میفهمند!
اوباما: من اجازه میخواهم در مورد ماجرای آن هاله ی نور صحبت كنم!
احمدی نژاد دوباره وسط حرف اوباما میپرد: من واقعاً برای جناب اوباما متأسفم كه این قدر اطلاعاتشان در مورد ایران ضعیف است. آن ماجرای هاله نور كه رسماً تكذیب شد و همه در ایران به دروغ بودن آن پی بردند.
اوباما: من...
احمدی نژاد: اجازه بدهید من یك سوال از آقای اوباما بپرسم: بگم؟ بگم؟
اوباما: بگو!
احمدی نژاد: نمیگم تا اون جات بسوزه! اون زنه رو بگم؟ بگم؟
اوباما: بگو دیگه!
احمدی نژاد: همون خانمی كه زن شماست. ایشون مدرك سیكلشون را با تقلب از دبیرستانی در شیكاگو گرفتهاند. من خودم با یكی از مراقبان جلسه امتحانی سوم راهنمایی همسر آقای اوباما صحبت كردم و ایشون این قضیه تقلب را تأیید كردند. در ضمن ایشون سیاه پوست نبودند. رفتند حمام آفتاب گرفتند این جوری شدند! در ضمن همه مردم ما میدانند كه صحنه گردان انتخابات ریاست جمهوری آمریكا آقای هاشمی بود. چون من دو تا نامه نوشتم به آقای اوباما و همچنین اگر یادتان باشد من گفتم كه هرگز نمی گذارند اوباما رئیس جمهور آمریكا شود.
اوباما: من میخواهم این جا یك خورده در مورد آقای مشایی...
احمدی نژاد: البته آقای مشایی از مظلوم ترین ساكنان كره زمین هستند. ایشان واقعاً مظلوم واقع شدهاند. من یك سوال داشتم از آقای اوباما. پسران آقای هاشمی و ناطق نوری چگونه ثروتمند شدند؟ همچنین در مسأله فلسطین من به عنوان یك دانشگاهی یك سوال علمی مطرح كردم و هولوكاست انجام نشده و اسرائیل باید محو شود و ما در كشور تورم و گرانی و بیكاری نداریم!
اوباما: Oh shit!
احمدی نژاد: بیادب! (احمدی نژاد در این لحظه پنج تا زوم كن از زیر میز در میآورد) ملت شریف و همیشه در صحنه آمریكا! اینها همه پروندههای این آدم(اشاره به اوباما) است كه ما با كمك برادر ح.شین درآوردهایم. من در این جا فقط به گوشهای از سوابق پلید او اشاره میكنم. مثلاً ایشان در 16 سال دولت خاتمی و هاشمی كه جفاهای زیادی به انقلاب شد سكوت كردند و موضع خودشان را اعلام نكردند. همچنین برادر ایشان در كنیا در حلبیآباد زندگی میكند و قاچاقچی هم هست. تازه معلوم نیست چرا چند سال در اندونزی زندگی میكرده و آن جا مرتكب چه كارهایی كه نشده. در ضمن آقای كردان به من گفتهاند كه دكترای اوباما هم جعلی است. من میخواهم از ایشان سوال كنم كه در این سی سال كجا بودهاند كه حالا آمدهاند رئیس جمهور آمریكا شدهاند! این یعنی جوانان ما میفهمند!
مجری: چون در این مناظره آقای اوباما دائم وسط حرف دكتر احمدینژاد می پرید، بنابراین از هفته آینده و به مدت یك ماه هر روز از ساعت 8 صبح تا 8 شب آنتن شبكه خبر در اختیار دكتر احمدی نژاد قرار دارد تا ایشان به اتهامات وارده پاسخ دهند.
2
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 3:56 بعد از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
تفاوتهای زن در سه كشور ایران, امریكا و عربستان
1-اگر یک زن سیگار بکشد:
در امریکا به او می گویند :زنیکه سیگاری
در ایران به او می گویند : زنیکه معتاد فاحشه خیابانی لجن!
و در عربستان او را سنگسار می کنند!
ادامه مطلب
2
نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 12:45 بعد از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
اگه دخترا بجای پسرا برن سربازی...(طنز)
صبحگاه: فرمانده: پس این سربازه ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !)
کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی
...
صبحانه:
وا...اقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفغ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم
...
بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...
...
ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی کنم، حالا واسه تو..
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد
...
بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد ، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه ها گم میشود...
هوووو....بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!!) ...
بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم. ...
شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!
فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجب
2
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
تصویر: اولین قربانی سانحه رانندگی در ایران
غلامحسین درویش معروف به درویش خان یکی ازنامداراترین موسیقیدانان ایران، اولین قربانی تصادف رانندگی در ایران است.
به گزارش رسانهنیوز، ماجرا از این قرار است که:آخر شب دوم اسفند ماه سال ۱۳۰۵ هجری شمسی جهت عزیمت استاد از محفل موسیقی به منزل درشکه ای دو اسبه کرایه میکنند و استاد سوار بر درشکه به طرف منزل حرکت مینماید.
درآن زمان اتومبیل به تازگی وارد خیابانهای شهر شده بود و تعداد آنها به سختی به ۵۰ دستگاه میرسید و همچنین اخذگواهی نامه رانندگی هنوز وجود نداشت و رانندگان عموما” ناشی بودند و قوانین راهنمایی و رانندگی نیز نه وجود داشت و نه اعمال میشد.
زمانیکه درشکه حامل درویش خان از خیابان امیریه به سمت شمال میپیچد، اتومبیل فوردی از جهت مخالف با درشکه و اسبهای آن تصادف میکند ، اسبهای درشکه درجا تلف میشوند و استاد از درشکه به بیرون پرتاب شده و از ناحیه سر به زمین برخورد میکنند، بلافاصله مردم رسیده و مجروح را به بیمارستان نظمیه تهران که بهترین بیمارستان آن زمان تهران بود میرسانند.
اما متاسفانه ضربه سنگین بوده و استاد گرانقدر موسیقی ایران بعد از ۵ روز ، به دلیل ضربه مغزی فوت نموده و جامعه موسیقی را سیاه پوش و داغدار فقدان خود مینماید.
درویش خان در زمان مرگ ۵۴ ساله بود، پیکر استاد را در گورستان ظهیر الدوله جنب مزار مراد خود ظهیرالدوله داماد درویش مسلک ناصرالدین شاه دفن نمودند.
مزار درویش خان در خیابان دربند گورستان ظهیر الدوله پایین آرامگاه ظهیرالدوله است.

2
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:0 بعد از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
ایده ای عجیب برای فروش بیشتر نان
2
نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
رازهای یک عدد عجیب!
یک نفر از اساتید دانشکده شهر آتن پایتخت یونان چندی پیش عددی را کشف کرد که خصایص عجیبی دارد.
آن عدد:142857 میباشد.
اگر عدد مذکور را در دو ضرب کنیم، حاصل: 285714 میشود! (به ارزش مکانی 14 توجه کنید).
اگر این عدد را در سه ضرب کنیم حاصل: 428571 میشود!(به ارزش مکانی 1 توجه کنید).
اگر این عدد را در چهار ضرب کنیم حاصل: 571428 میشود!( به ارزش مکانی 57 توجه کنید).
اگر این عدد را در پنج ضرب کنیم حاصل: 714285 میشود!(به ارزش مکانی 7 توجه کنید).
اگر این عدد را در شش ضرب کنیم حاصل: 857142 میشود! (سه رقم اول با سه رقم دوم جا بجا شده)
اگر این عدد را در هفت ضرب کنیم حاصل: 999999 میشود!
لطفا" ضربهای بالا را خود شما نیز انجام دهید و حاصل را با عدد اصلی مقایسه کنید.
2
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
زندگی از نوع انگشتی!
2
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:46 قبل از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
عكسهای كشتی حیرت انگیز كویین ماری 2
2
نوشته شده در جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 11:22 قبل از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
نشانه خانواده خوشبخت
2
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 7:8 بعد از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|
یك عكس دیدنی
2
نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:32 قبل از ظهر  توسط FAZEL SAMAN
|